X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

برف سیاه(بولگاکف)

دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391

"برف سیاه" حدود 25 سال پس از مرگ بولگاکف در شماره ماه آگوست 1965 مجله ادبی "نووی میر" در شوروی با نام "رمان تئاتری" چاپ شد.

این اثر ناتمام را بولگاکف در 1930 نوشت و آن را در کشو میزش بایگانی کرد. برف سیاه نوشته ای سراپا طنز و نیش و کاریکاتوری است از تئاتر هنر مسکو به سرپرستی استانیسلاوسکی و دانچنکو. در خلال این رمان جا به جا به شخصیت های واقعی و وقایع مستند برمی خوریم. اما آنچه کاملا آشکار است این نوشته نه به قصد وقایع و توضیح یک یا چند واقعه پدید آمده است.

بولگاکف خشم و انزجارش را از مجموعه نابسامانیها و بی عدالتی ها و کارشکنی های جزم اندیشان و حسودان که در تمامی عصر هنری خود مدام با آن روبه  رو بود، چون آتش و مذاب از سینه پر دردش بر کاغذ می ریزد...

 

 

حقیقتش مادامی که کتاب رو می خوندم یا دلقکِ هانریش بل میفتادم... یا هولدن ِ ناتور دشت... یا بیگانه ی کامو ... و نمی دونم دقیقن که چرا.

اما بهرحال شباهت هایی بین این شخصیت ها به نظرم میومد.

سرگئی لئونتیه ویچ، خودشه و زندگی خودشه و تمامن در برابر جامعه ای که قاعدتن باید عضوی از اون باشه، اما مقابلشه/ و خب ... تو رمان سخت می گذره..

 

 

 

رمان: برف سیاه

نویسنده: میخائیل بولگاکف

مترجم: احد پوری

نشر قطره