X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

طاعون(آلبر کامو)

پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1390

 

آنها هیچ به فکر پایان این دوره بدبختی نبودند و آینده را هم پیش بینی نمی کردند و با این حال این وضع نمی توانست ادامه پیدا کند،زیرا همه مجبور بودند خود را فریب بدهند. سعی داشتند بیماری را از یاد برده و این زندگی پر حرارت را یک نوع زندگی جدید تلقی نمایند.


 

 

البته وقتی مصیبت عمومی شد تحمل آن آسانتر می شود به همین جهت کسانی که مجبور بودند در منزل زندانی شوند، به فکر اینکه دیگران هم بایستی در منزل بمانند، زیاد اظهار ناراحتی نمی نمودند و به هم دیگر می گفتند چه مانعی دارد اگر ما زندانی هستیم دیگران هم مثل ما هستند، و باید در منزل بمانند.


 

 

من می دانم که کسی که در این جهان دیگری را آلوده نکند کسی ست که عرضه و لیاقت نداشته، و برای اینکه انسان بی عرضه باشد باید خیلی ارده داشته باشد. بلی آقای دکتر. بد بودن بسیار بد است، اما کسی نیست که بتواند از بدی دوری کند. از اینجاست که من همیشه فکر می کنم برای جامعه ارزشی ندارم و از روزی که نخواسته م کسی را بکشم خود را از جمع مردم جدا می دانم، دیگران بمانند و تاریخ انسانیت را درست کنند.. من حق ندارم درباره دیگران قضاوت کنم.

 

 

 

 

کتاب: طاعون

نویسنده: آلبر کامو

مترجم: عنایت الله شکیباپور

موسسه مطبوعاتی فرخی