X
تبلیغات
پیکوفایل

مهمانسرای دو دنیا(امانوئل اشمیت)

شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1389

از بلاگ ِ    توکای مقدس برمیگردم . یادداشت ِ ؛آخرین بار را بخاطر بسپار؛ ش را خواندم . بعد فکر میکنم که اگر ما همه وقت و همه جا فکر ِ ؛آخرین بارمان؛ بودیم ٬ شاید زندگی ِ خیلی بهتری می داشتیم ٬ شاید این همه چنگ به جریم آرامش ِ یکدیگر نمی انداختیم شاید آسوده تر بودیم ..شاید .. 

 

مهمانسرای دو دنیا را صبح تمام کردم .( تا آخرش هرچه نمایشنامه یا داستان ِ کوتاه از اشمیت بدهندم میخوانم . من این کارهایش را قبول دارم. ) این کتاب (همانگونه که از اسمش برداشت میشود ) داستان ِ انسان های توی اغماست . وقتی همه با هوشیاری ِ کامل ــ جدا از جسمشان ــ به بررسی گذشته و قضاوت درباره ی زندگیشامن می پردازند و بعد شاید همان فرصتی را بخواهند که بناست هرکسی زندگی خوبی نساخته برای خودش ٬‌دم مرگ از خدا طلب کند . برای اینها گاهی این فرصت هست و گاهی نیز نه. 

 

 

 

؛..بی اشتهایی چه بسا بدترین دردهاست . وقتی سیر به دنیا می آین ٬ قبل از اینکه فریاد بزنین دهنتون رو پر خوراکی می کنن٬ پیش از اینکه درخواست کنین بوسه می گیرین ٬ قبل از اینکه پول درآرین خرج میکنین٬ اینها آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیاره. برای ما بی اقبال ها ٬ چیزی که زندگی رو اشتها آور می کنه اینه که پر از چیزاییه که ما نداریم .زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.؛ 

 

؛خودم خوب میدونم کله م برای افکار بزرگ زیادی باریکه. ولی با این حال اقلا ای کاش تنگ تر بود و اونقدر احمق بودم که خودم حالیم نشه . خواهرم این طوریه .تا این حد احمق قاعدتا دیگه نباید حرف بزنه ٬ باید جو بخوره . اما اون آی حرف میزنه!... نه هیچی باعث تعجبش میشه و نه کسی میتونه جلودارش شه . آدم باید اینطوری باشه.من فقط اونقدر باهوشم که بتونم عذاب بکشم ..؛ 

 

؛...اگر دلهره ی عدم و نیستی رو نداشتم ٬ شاید به چیزها بیشتر دل می بستم ٬ به آدمها هم همین طور. هر وقت یه کاری ٬ یه برنامه ای رو میخواستم شروع کنم به خودم میگفتم :؛فایده ش چیه؟؛ چرا باید وقت و نیروم رو برای خاکستر هدر بدم...و هربار یه زنی فریاد میزد :؛همیشه دوستت خواهم داشت ؛ ٬ باز هم به چی فکر میکردم؟...به خاکستر...؛ 

 

 

 

 

 

کتاب: مهمانسرای دو دنیا (نمایشنامه)

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت 

مترجم: شهلا حائری 

نشر قطره

یک روز قشنگ بارانی(امانوئل اشمیت)

سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1388

 

 

این روزها سرعت کتاب خوانی ام بالا گرفته...طوری که اگر بخواهم پا به پای خواندنم اینجا بنویسم می شود هر روز یک یا حتی دو پست!...ول کنیم این حرف ها را...برویم بر سر کتاب هایی که خوانده ام! 

 

 

 

یک روز قشنگ بارانی یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم...این کتاب از ۵ داستان کوتاه تشکیل شده که فوق العاده قوی و تاثیر گذارند و هریک از اونها مربوط به زندگی ِ یک زنه. 

 

 

به شدت این کتاب رو توصیه می کنم! 

 

 

 

پشت جلد کتاب: 

 

پنج داستان کوتاهی که در این کتاب  گرد آمده است ٬هریک حکایت زنی را بازگو  میکند .زنانی با خصوصیات و خلق و خوی متفاوت ٬اما همگی در جستجوی حقیقت خود و معنای زندگی. 

 

اریک امانوئل اشمیت در این داستان ها با سبکی ساده و بی پیرایه اما پر کشش٬ترانه سرای امید و شور زندگی می شود تا بار دیگر با خواننده اش به تماشای معنای پر رمز و راز هستی بنشیند. 

 

پیش از این اریک امانوئل اشمیت نمایشنامه های ؛خرده جنایات زناشوهری؛٬ ؛ نوای اسرار آمیز؛و ؛مهمان سرای دو دنیا؛ در این انتشارات به چاپ رسیده است. 

 

 

 

 

نام کتاب:یک روز قشنگ بارانی 

نویسنده:اریک امانوئل اشمیت 

مترجم:شهلا حائری 

قیمت:۲۰۰۰ تومان 

نشر قطره

خرده جنایات زناشوهری(اریک امانوئل اشمیت)

سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1388

 

 

خرده جنایات زنا شوهری اولین کتابی بود که از اریک امانوئل اشمیت خوندم.با این که هیچ وقت تو کَتم نمی رفت که نمایشنامه بخونم اما صفحه ی اول این کتاب رو که باز کردم دیگه نتونستم اونو ببندمش! این کتاب فوق العاده بود!تا حدی که به نظرم اومد امانوئل اشمیت یک روانشناسه بس که نگاهش به شخصیت زن موشکافانه ست و دقیق!! 

 

از متن کتاب این ها رو انتخاب کردم تا بنویسم براتون:(اینا جز خوده داستانه) 

 

 

...پس رفتم تو فکر.همیشه از کتاب ؛خرده جنایات زناشوهری؛ام به خودم می بالیدم و به هرکی گوش شنوا داشت می گفتم که اگه قراره یک کتاب از من بمونه همین یکیه و تو (همسرش در داستان) جوی روم خلافش رو می گفتی... 

 

در واقع همسر ِ نویسنده از این کتاب خوشش نمیومده چون تمام افکاری که یک زن سالها سعی در پنهان کردنش داشته و داره رو رو می کنه! 

 

 

....ازت خواستم که به تصمیمم احترام بذاری و ازم توضیح بیشتری نخوای.اولش فکر کردم می ذاری برم بعد ناگهان شروع کردی به عربده کشیدن :؛کیه ؟؟؟کیه؟؟؟با کی میری؟؟؟؛جواب دادم :؛با هیشکی؛ولی باور نکردی...نظریه ی همیشگیت رو به رخم کشیدی که مردها معشوقه می گیرن تا با زنشون بمونن در حالی که زن ها معشوقه می گیرن تا شوهرشون رو ترک کنن... 

 

 

....اگه آدم می خواد از همه چیز مطمئن باشه باید به روابط کوتاه مدت اکتفا کنه.روابط راحت٬آشنا٬بی دغدغه با یک آغاز مشخص٬یک وسط و یک انتها٬یک راه مشخص با مراحل کاملن واضح و تعیین شده:اولین لبخندی که رد و بدل میشه ٬اولین قهقهه ی خنده ٬اولین شب ٬اولین جر و بحث٬اولین آشتی٬اولین کسالت٬اولین سوئ تفاهم٬اولین تعطیلات خراب شده٬اولین جدایی٬دومین سومین ٬بعدشم جدایی واقعی.بعدشم آدم دوباره شروع میکنه.همون بساط ولی با یه آدم دیگه.بهش می گن زندگی پرماجرا...(!!) 

 

 

 

به شدت توصیه میشه! 

 

 

 

نام کتاب:خرده جنایات زناشوهری 

نویسنده:اریک امانوئل اشمیت 

مترجم:شهلا حائری 

قیمت:۲۰۰۰تومان 

نشرقطره