X
تبلیغات
نماشا
رایتل

جامعه شناسی خودمانی(حسن نراقی)

پنج‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1389

؛وقتی گالیله را برای استغفار "کلیسا پسند" !! به محاکمه می بردند ،تمامی پیروان و شاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت درب های بسته مدت ها به انتظار صف کشیده بودند که استادشان و بزرگشان ،رهبر فکریشان علی رغم فشارهای طاقت فرسای ارشادی ! داخل دادگاه سربلند و سرافراز ،با گام های استوار پای به بیرون نهد و بگوید... زمین هنوز می چرخد . اما دریغ که استاد سرافکنده و پژمرده ،رنجور از فشارهای تحمل کرده ،سر به زیر از ابراز آنچه که  خود هرگز به آن ایمان نداشت ،آرام و آهسته به قرائت استغفار نامه !! برای همه ی آنچه که برخلاف عقیده ی کلیسا تا به آن روز گفته بود ،پرداخت...آنچه برای پیروانش مانده بود ،یاس بود و سرشکستگی... از شاگردان یکی فریاد زد: " بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد" و در جایی دیگر برتولد برشت از قول گالیله چه زیبا می گوید: بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد !؛

ژان لارتگی روزنامه نویس فرانسوی در کتاب "ویزا برای ایران" 1962 پاریس: " ما فرنگی ها وقتی در حق کسی می گوییم سخت و استوار است مقصودمان تحسین از اوست در صورتی که در ایران چنین آدمی را احمق و نادان می خوانند و وقتی می خواهند از کسی تعریف کنند می گویند خیلی نرم است.." 

شما در جامعه ای زندگی می کنید که کلمه ی نمیدانم و بلد نیستم کمتر از هر کلمه ی دیگری به گوشتان می خورد . چطور جماعتی تا قبل از اینکه بدانند که نمی دانند ، به دنبال دانستن خواهند رفت ... مگر ممکن است؟! 

این کشور تنها جایی ست که وقتی تلفن می زنی می پرسی آنجا کجاست ؟ و مخاطب بالافاصله می پرسد کجا را می خواهی ؟ هر دو سعی می کنند اول بفهمند طرف کیست ؟به جای آنکه خودشان را معرفی کنند . 

چه زیبا می گوید برتولد برشت :" آن کس  که حقیقت را نمی داند ابله است ولی آنکس که می داند و آن را پنهان می کند ، یک جنایتکار."

تاریخ این ایام را

هر کس که خواهد خواند،

جز این سخن از ما نخواهد راند:

این نسل سر درگم،

بر توسن اندیشه هاشان لنگ،

فرسنگ در فرسنگ

جز سوی ترکستان نمی رانند

 تاریخ پیش از خویش را باری نمی خوانند .

 

  

 

کتاب: جامعه شناسی خودمانی 

نویسنده: حسن نراقی