X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

فواید گیاهخواری(صادق هدایت)

سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1389

توی این اوضاع و حال ، از هدایت فقط میشد فواید گیاهخواریش رو خوند! خب از اسم کتاب مشخصه . درش هدایت هزار و یک دلیل معتبر و یا احساسی میاره که آدم رو به گیاهخواری و عدم گوشت خواری ترغیب کنه . که به نظرم دلایلش منطقی میان . شاید اینو میگم چون خودم هیچ وقت با گوشت خوردن میانه ی خوبی نداشتم . باری .. مثل همیشه چند تیکه از کتاب: 

" به راستی چرا زندگانی ظالمانه ی آدمیزاد باید سبب آنقدر درد و زجر دیگران را بیهوده فراهم کند و از هم در شکستن خوشبختی و سرور جنبندگان استفاده ی موهوم بنماید ؟ آیا تمدن اون ناگزیر است که به خون بی گناهان آلوده بشود ؟ هرچه بکارند همان را درو خواهند کرد .انسان خون می ریزد . تخم بیدادی و ستمگری می کارد پس در نتیجه ثمره جنگ و کشتار و درد و ویرانی می درود . انسانیت پیشرفت نخواهد کرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوشبختی و آزادی و آشتی را نخواهد دید تا هنگامی که گوشتخوار است ." 

"انسان همیشه پرستش پیچیدگی و ظاهر سازی را می کند . هرچه آسان و طبیعی ست به چشم او خوار می آید از این رو زندگانی را پیوسته دشوار نموده و گمان می کند به خوشبختی خواهد رسید، در صورتی که همیشه از او رو برگردان است. خوراک چیزی ست که به منتها درجه ی پیچیدگی رسیده. پختن یعنی خراب کردن و از حال طبیعی خارج کردن خوراک ها یا برای این است که مزه ی آنرا بپوشاند  مثل گوشت تا به زائقه ی فاسد شده ی ما لذت بکند . و تمام اینها نتایج بدی برای سلامتی خواهد داشت." 

" مثلی ست به فرانسه که گویا از کانت گرفته شده.می گویند: به من بگو چه می خوری، به تو میگویم که هستی " 

" در نتیجه ی گوشتخواری ست که نژاد انسان فاسد شده ، پاکیزگی و سادگی خود را از دست داده است . عادات و اخلاق او پر از آرایش و درشتی گردیده . زیر دست آزاری و درندگی و خونخوای برای آن است که از خون حیوانات تغذیه می کند." 

"(و اینجا شعری از سعدی آورده (:

شنیدم گوسفندی را بزرگی/ رهانید از دهان چنگ و گرگی

شبانگه کارد بر حلقش بمالید/ روان گوسفند از وی بنالید:

گر از چنگال گرگم در ربودی / بدیدم عاقبت گرگم تو بودی" 

"انسان می کشد . برای خوردن می کشد . برای شفا دادن می کشد . برای آمرزیدن می کشد . برای پوشش برای پول برای جنگ کردن برای علم برای تفریح و بلاخره می کشد... فقط برای کشتن ." 

 

کتاب: فواید گیاهخواری

نویسنده : صادق هدایت

نشر جامه دران