X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بارهستی(میلان کوندرا)

سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1388

نظر شخصی ِ من درباره ی بارهستی‌ :

 

کتاب سنگینی بود...بار هستی رو میگم.اثر میلان کوندرا... این کتاب آمیزه ای بود از فلسفه٬روانشناسی و سیاست  که در قالب داستانی به ظاهر ساده گنجانده شده بود.  

کتاب بار هستی رو به اون دلیل از کتابخونه به امانت گرفتم چون خلاصه ش رو خونده بودم تو یک سایت و جزو کتابهای لیست شدم بود.و هیچ البته توقع نداشتم که به این زودی پیداش کنم. 

صفحات اول کتاب کمی گنگ بود برای من: 

 

؛چگونه بار هستی را به دوش می کشیم؟آیا سنگینی ِ بار هول انگیز و سبکی ِ آن دل پذیر است؟....سنگین ترین بار ما را درهم می شکند٬به زیر خود خم می کند و به روی زمین می فشارد.بار هرچه سنگین تر باشد ٬زندگی ما به زمین نزدیک تر ٬واقعی تر و حقیقی تر است. 

در عوض فقدان کامل بار موجب میشود که انسان از هوا هم سبک تر شود٬به پرواز درآید ٬از زمین و انسان دور گردد و به صورت یک موجود نیمه واقعی در آید و حرکاتش هم آزاد و بی معنا شود. 

بنابراین کدامیک را باید انتخاب کرد:سبکی یا سنگینی؟؛ 

 

 

بعد داستان از یک مرد شروع میشه.؛توما؛ یک پزشکِ جراحه که خیلی پیش از این از همسرش جدا شده و برای رهایی از همه چیز تنها فرزندش رو هم به همسرش بخشیده و خودش به دورترها مهاجرت کرده.تو شهری که هست آشناها و دوست هایی  داره که تعدادیشون زن هستند و گاهی وقتش رو با اونها می گذرونه بدون اینکه بخواد عشق و تعهدی رو به وجود بیاره...هرگز...اون به خودش قول داده که با زنی زندگی مشترک تشکیل نده...چون بهش ثابت شده که از پسش بر نمیاد.. 

و بعد زنی به زندگی او راه پیدا می کنه.طبق گفته ی نویسنده پس از ۶ اتفاق کاملن ناگهانی و پشت سر هم!  

 

نمیخوام داستان رو تعریف کنم...یعنی اگر بخوام هم نمیتونم..به دو دلیل: 

۱.داستان بهم پیوسته ست..مثل فیلمی که وقتی در حال پخشه شما یک لحظه هم نباید چشم ازش برداری چون هر اتفاق کوچیکی منجر به رویدادی بزرگ خواهد شد. 

۲.خواننده حوصلش سر میره!شماها رو میگم! 

 

با این حال داستان شروع میشه و طی بخش هایی ادامه پیدا میکنه.این داستان خیلی ساده ست و به ۱سوم کتاب نرسیده به آخر میرسه اما! 

نکته ای که قابل توجه هست اینه که:فصل اول رو که میخونی فکر میکنی نویسنده که نمی فهمه..درواقع هیچ کس مطلع نمیشه که تو چه فکری میکنی پس خیلی آزادانه به خودت اجازه میدی راجع به شخصیت ها قضاوت کنی و فورا به دو دسته ی خوب و بد تقسیم کنی تا باقی داستان نتونه خیلی غافلگیرت کنه. 

اما نویسنده دستت رو میخونه و در فصلهای بعدی به شما به هر نحوی میفهمونه که نمیتونی قضاوتی بکنی...درواقع رفتارهای اشخاص رو زیر ذره  بین می گیره و موشکافی میکنه...مثل هیپنوتیزم به گذشته برمیگردونه و ریشه ی مشکل رو پیدا میکنه. 

و تو در نهایت داستان می فهمی که همه ی شخصیت هایی که خوب یا بد گروه بندیشون کرده بودی مثل همن...با وجود تمام اختلاف ها... 

درک این مسئله برای من کمی سخت بود...اما فهمیدمش...ولی واقعن نمیتونم بیانش کنم! 

 

 

 

در نهایت اینکه کتاب به کسانی توصیه میشه که بررسی شخصیت ها رو دوست دارن و کتابهای بهت آور رو می پسندن. 

 

 

من هرگز دنبال کتابی نمیرم به زور.من اسم کتاب رو تو دفترچه ام یادداشت میکنم والبته دیگه هرگز نیازی نیست به دفترچه م سری بزنم چون اسمش  همزمان توی ذهنم نوشته میشه. 

اگر کتاب رو ببینم (هرجایی)یعنی باید بخونمش.و میخونم. 

من به این معتقدم. 

بنابراین نمیگم درو دیوار رو بکَنید برای پیدا کردنش(هرچند اصلن هم نیازی به این کار نیست!)ولی اگر نسبت به این مطلب بی تفاوتید و زود فراموشش میکنید به محض دیدن کتاب بدونید که باید بخونیدش! 

 

 

 

 

نظر مترجم کتاب

بار هستی آخرین اثر میلان کوندرا ٬نویسنده ی چک٬تفکر و کاوش دربارهی زندگی انسان و فاجعه ی تنهایی او در جهان است...... 

چگونه بار هستی را به دوش میکشیم؟آیا سنگینی بار هول انگیز و سبکی آن دل پذیر است؟... 

 

برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب٬از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی بشر روبه رو میکند و به تفکر وا میدارد... 

اگرچه شخصیت های کتاب واقعی نیستند ٬از انسان های واقعی بهتر درک و احساس میشوند.کوندرا در توصیف قهرمانان خود مینویسد:"  شخصیت های رمانی که نوشته ام ٬امکانات خود من هستند که تحقق نیافته اند.بدین سبب تمام آنها ا هم دوست دارم و هم هراسانم می کنند.آنها هرکدام از مرزی گذر کرده اند که من فقط آن را دور زده ام.آنچه مرا مجذوب میکند٬مرزی ست که از آن گذشته ام :مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد."

 

کلودورا نویسنده ی مشهور فرانسوی ٬رمان کوندرا را کتابی عظیم توصیف می کند که چشم به آینده ی بشر دارد و مینویسد:  ؛در بهشت رمان نویسان بزرگ٬هنری جیمز ـ بااندکی حسادت ـ رمان همکار چک را ورق میزند و سر را به علامت تایید تکان می دهد.؛ 

 

 

 

 

 

 

نام کتاب : بار هستی 

نویــسنده:میلان کوندرا

متـــــرجم: دکتر پرویزهمایون پور

نشر قطره